قالب های شعری

قالب های شعری​


بیت : کمترین مقدار شعر یک بیت است.

مصراع: هر بیت شامل دو قسمت است هریک از این بخش ها یک مصراع نام دارد کمترین مقدار سخن موزون یک مصراع است.

وزن شعر: آهنگ خاصی که در تمام مصراعهای یک شعر یکسان است همان وزن شعر نامیده می شود.

ردیف: کلمات هم معنی و مستقلی که در پایان مصراعها عیناً تکرار می شود ردیف نام دارد.

شعری که ردیف دارد (مردّف) خوانده می شود.

قافیه : کلمات هم آهنگ و هم وزن مصراعهای شعر را قافیه گویند

سروچمان من چرا میل چمن نمی کند همدم گل نمی شود،یاد سمن نمی کند

قافیه ردیف قافیه ردیف

.قافیه اجباری و ردیف اختیاری است ،ردیف همواره تابع قافیه است و بعد از آن می آید.

مصرّع : بیتی که هر دو مصراع آن قافیه داشته باشد مصرّع نام دارد.

قالب : شکلی که قافیه به شعر می بخشد قالب نام دارد،تفاوت قالب ها،تفاوت درچگونگی قافیه ی آنهاست.

( شعر سنتی قالبهای متفاوتی دارد و شعر نیمایی (نو) قالب مشخصی ندارد.

قطعه

قطعه: قالبی است که در آن قافیه ها فقط در پایان مصراعهای زوج می آید حداقل ابیات قطعه دو بیت است.

موضوع قطعه : درون مایه قطعه معمولاً مطالبی اخلاقی ، اجتماعی ، تسلیمی ، حکایت، مدح و هجواست.

نام گذاری قطعه: به این نام بدان سبب است که گویا پاره ای از میان یک قصیده است.

پیدایش قطعه به آغاز شعر فارسی بر می گردد .زیرا در شعر رودکی، پدر شعر فارسی ، قطعات زیبایی یافته می شود.

قطعه در تمام دوره ها در شعر فارسی رواج داشته شاعرانی که به قطعه سرایی شهرت داشته اند:

انوری، سعدی ، ابن یمین و پروین اعتصامی

شکل قافیه در قطعه:

×

×

×

×





مثنوی :

مثنوی : شعری که در آن هر بیت قافیه هایی مستقل و جدا از ابیات دیگر داشته باشد مثنوی ،یا دوگانی نام دارد.

مثنوی به سبب امکان نوکردن قافیه در هر بیت برای سرودن منظومه های بلند مناسب تراست.

مثنوی از قدیمترین قالبهای شعر فارسی و مخصوص زبان فارسی است و در همه ادوار از آن استفاده می شده است .

موضوع مثنوی:

حماسی و تاریخی : شاهنامه فردوسی،اسکندر نامه نظامی

اخلاقی و تعلیمی: بوستان سعدی

عاشقانه و بزمی: خسرو شیرین نظامی، ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی

عارفانه : مثنوی معنوی مولانا ، منطق الطیر ، عطار نیشابوری

شکل قرار گرفتن قافیه درقالب مثنوی:

* *

+ +

# #

× ×



شعر نیمایی / نو:

شعر نو: شعریست با مصراعهای کوتاه و بلند که قافیه و ردیف درآن نظم مشخصی ندارد و بسته به احساس نیاز شاعر است از این رو

دریافت و احساس وزن شعر نیمایی نیازمند دقّت بیشتری است.

موضوع شعر نیمایی: درون مایه شعر نیمایی احساسات و تجربیات فردی ،عشق ، سیاست ، فلسفه و ... است

سرایندگان بزرگ شعر نو فارسی:

نیما یوشیج: مهدی اخوان ثالث ،فروغ فرخزاد،سهراب سپهری،احمد شاملو،و... از برگزیدگان شعر نو هستند.





دوبیتی

دوبیتی : قالب شعری است که از دو بیت با قافیه هایی در مصراعهای اول ،دوم و چهارم درست شده است. -

وزن دوبیتی: وزن دوبیتی معمولاً مفاعیلن ،مفاعیلن، مفاعیل است و با رباعی فرق دارد. -

روش تشخیص رباعی از دو بیتی : 1- وزن 2- موضوع -

دوبیتی را در فارسی ((ترانه)) هم می گویند. -

موضوع دوبیتی : موضوع دوبیتی عارفانه و عاشقانه است. -

دوبیتی را بهترین قالب شعری در نزد روستاییان خوش ذوق و خوش لهجه است. -

معروفترین شاعران دوبیتی گو: بابا طاهر عریان و فایز دشتستانی -

شکل قرار گرفتن قافیه درقالب دوبیتی:

____________ × ___________×

____________ ____________×



چهار پاره

چهار پاره : دوبیتی هایی است با قافیه های مختلف که در معنی به هم پیوسته اند و معمولاً مصراعهای زوج هر دوبیتی هم قافیه -

است.

موضوع چهار پاره: درون مایه چهار پاره بیشتر اجتماعی و غنایی ( احساسی ) است. -

این قالب پس از مشروطه در ایران رواج یافت و تلاشی بود در جهت ایجاد یک نوع قالب جدید که بتواند موضوع و -

درونمایه ای تازه داشته باشد.

سرایندگان معروف چهار پاره: خانلری و فریدون مشیری -

شکل قافیه درقالب چهار پاره:

____________ ___________*

____________ ___________ *

____________ ___________×

____________ ___________ ×

رباعی .

رباعی :قالب چهار مصراعی است که مصراع سوم آن معمولاً قافیه ندارد.

وزن رباعی : رباعی در زبان فارسی بر وزن های زیادی آمده است که معروفترین آنها مفعول مفاعلن مفاعیل و فعل

یا(لا حول و لاقوه الا بالله ) میباشد.

معمولاً در رباعی لب کلام شاعر ، آخرین مصراع است و سه مصراع دیگر مقدمه سخن است .

موضوع رباعی: درون مایه رباعی فلسفه ، عشق یا عرفان است .

رباعی مناسب ترین قالب برای ثبت لحظه های کوتاه شاعرانه است و در همه دوره ها رواج داشته است و یک قالب خاص ایرانی است.

رباعی سرایان بزرگ شعر فارسی : عمر خیام (بهترین رباعی سرا) عطار، مولوی و بابا افضل کاشانی

شکل قالب رباعی همانند دو بیتی است .

غزل :

شعری است که قافیه آن در دو مصراع بیت اول و مصراعهای دوم تمام بیت ها رعایت شده باشد و تعداد ابیات آن بین 5 تا 12 بیت

باشد.

موضوع غزل : درون مایه غزل عاشقانه، عارفانه یا آمیزه های از این دو است و یا مضمونی اجتماعی دارد.

(بیان عواطف و احساسات وصف طبیعت یا گفت و گو از ایام جوانی)

پیدایش غزل : غزل در قرن 6 هجری قمری رواج یافت بدین گونه که تغزل قصاید به صورت قالبی مستقل درآمد و غزل نام

گرفت.محتوای غزل در آغاز عاشقانه بود سپس عارفانه (قرن 7 و 8) و بدنبال آن در دوره مشروطیت جنبه اجتماعی به خود گرفت .غزل

در روزگار ما نیز همواره از قالبهای درجه اول و محبوب شعر فارسی بوده است.

تخلّص شاعری : شاعر در پایان غزل نام خود یا تخلص شاعری خویش را می آورد.

غزل سرایان بزرگ شعر فارسی:

شهریار- هراتی . رهی معیری . صائب تبریزی . حافظ . سعدی . مولوی . سنایی غزنوی

شکل قالب غزل :

______________* ____________*

______________ ____________*

______________ ____________*



قصیده :

شعری است که مصراع اول و مصراعهای زوج آن با هم هم قافیه است وتعداد ابیات آن از پانزده بیت بیشتر است (تا هفتاد و هشتاد بیت)

موضوع قصیده: غالباً ستایش ، نکوهش وصف طبیعت با مسائل اخلاقی است.

هر قصیده چهار بخش دارد:

الف) تغزل : مقدمه قصیده است بامضامینی چون عشق ، یاد جوانی و وصف طبیعت

ب) تخلص: رابطه میان مقدمه باتنه اصلی قصیده است.

ج) تنه اصلی: مقصود اصلی شاعر با محتوایی چون مدح ،رثا، پند و اندرز، عرفان ، حکمت و...

د) شریطه: دعای جاودانگی ممدوح در پایان قصیده است.

مطلع: بیت اول قصیده را گویند.

مقطع: بیت آخر قصیده را گویند.

به گفته ای قصیده مهمترین قالب شعری است چون میزان قوت و توانمندی شاعر را در شاعری می سنجد.

قصیده سرایان بزرگ شعر فارسی:

رودکی ، فرخی سیستانی ، منوچهری،ناصر خسرو،مسعود سعد سلمان،انوری ،خاقانی

قاآنی، ملک الشّعرای بهار، دکتر مهدی حمیدی ، امیری فیروزکوهی، و مهرداد اوستا

شکل قرار گرفتن قافیه در قالب قصیده همانند غزل است







مسمط:

مسمط:در اصطلاح شعری است که در ابتدای آن رشته ای (سه,پنج,هفت مصراعی) با ابیات هم وزن و هم قافیه وسپس مصراعی با همان وزن با قافیه ای جداگانه درپایان این رشته آورده می شودو مجددا رشته دیگری آغاز می گردد.مجموعه تک مصراع ها دارای یک قافیه می باشند.

بنیان گذار مسمط "منوچهری دامغانی",شاعر قرن پنجم است.

درمسمط,هر بخش را یک"رشته" ومصراع آخر را"بند" می گویند.بندحلقه ی ارتباط همه ی رشته ها به یکدیگر است.

درون مایه مسمط غالبا تغزل,مدح,اشعار سیاسی,ملی و میهنی است.

شکل قافیه در مسمط:



* *

* *

+

# #

# #

+





ترجیع بند:

ترجیع بند: مجموعه ابیاتی است(حدود پنج تا بیست بیت) یا می توان گفت غزل هایی است که هم وزن با قافیه هایی متفاوت که بیت یکسان مُصَرعی آنها را به هم می پیوندد.

به هر غزل یک«خانه» وبه بیت تکراری «ترجیع» می گویند.

ترجیع بند خاص شعر فارسی است و درون مایه هایی چون مدح ،عشق و عرفان دارد.

قدیم ترین ترجیع بند از فرخی سیستانی و زیباترین آن ها از سعدی(قرن 7) وهاتف اصفهانی است.

شکل قافیه در قالب ترجیع بند:



* *

*

*

*







+ +

+

+

+













ترکیب بند:

ترکیب بند:شعری است چند بخشی که هر بخش آن از نظر قافیه درون مایه همانند قصیده یا غزل است. این بخش ها را بیت مُصَرع متاوت ونا مکرری به می پیوندد. قدیم ترین ترکیب بنداز قطران تبریزی(قرن 5) است.

جمال ترین عبدالرزاق اصفهانی ،محتشم کاشانی و وحشی بافقی از سرایندگان مشهور این قالب هستند.



* *

*

*

*

×

×



∆ ∆







#

#





مستزاد:

مستزاد:در آخر هر مصراع شعری (معمولاً رباعی ،غزل ،قطعه) عبارات کوتاهی آورند که با آن مصراع ها از نظر معنی متناسب باشد.ازنظرقافیه هم باید با آن قالب شعری متناظر باشد.

قدیمی ترین مستزادها از قرن پنجم هجری پدید آمده انداز جمله می توان مستزاد مسعود سعد سلمان، عطار وابن حسام را نام برد.درعصر مشروطه نیز این قالب در شعر نسیم شمال،بهار و ادیب الممالک فراهانی رواجی خاص داشته است.

اهمیت مستزاد از آن روست که در پیدایش شعر نیمایی اثر داشته است.



مفرد

مفرد(تک بیت):شعری که یک بیت دارد

تک بیتی است که شاعر تمام مقصود خود رادر همان یک بیت بیان می کند. در مفردگاهی دو مصراع می توانندهم قافیه باشند و یا نباشند.

بعضی گفته اند که«مفرد» درواقع همان کلمات قصار ویا ضرب المثل است که به شعر بیان شده است.

سعدی تک بیت های زیادی دارد که تحت عنوان«مفردات» درآخر دیوانش آمده اند:

بس قامت خوش که زیر چادر باشد جون باز کنی مادر مادر باشد

پای ملخی نزد سلیمان بردن زشت است ولیکن هنر است از موری





تضمین

تضمین:در معنی قدیم این است که شاعری در ضمن شعر خود،بیت یا مصراعی از شاعر دیگری را بگنجاند. اما تضمین در معنای جدیدآن،این است که به همه ی ابیات شعر معروفی(معمولا غزل)مصراع هایی بیفزاید تا تبدیل به قالب مسمط شوند وآن ممکن است مربع،مخمس یا مسدس باشد.

تضمین شیخ بهایی از غزل خیالی بخارایی به صورت مسمط مخمس(مخمس تضمین) نیز معروف است:

تاکی به تمنای وصال تو یگانه اشکم بودازهر مژه چون سیل روانه

خواهد به سرآید غم هجران تو یانه «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول وتو غایب ز میانه»



تصنیف

تصنیف:شعری که بیشتر به منظور خواندن آوازی خوانده می شده است.

بوی جوی مولیان آیدهمی یاد یار مهربان آید همی

این شعر منسوب به رودکی است که همراه با چنگ خوانده می شده شاید بتوان تصنیف دانست واز آن به بعد نیز عده ای از شاعران اشعار خویش را با چنگ می خوانده اند.

در قرن ششم وهفتم تصنیف سرایی معمول بوده هم چنان که دولت شاه سمرقندی نوشته است با عود و چنگ می خوانده اند.

در روزگار صفویه نیز سرودن تصنیف متداول بوده است از جمله تصنیف سازان دوره ی صفویه می توان شاهمراد خوانساری را نام برد.

عارف قزوینیتصنیف ساز وشاعر معروف،اولین کسی بود که تصنیف را برای مقاصد سیاسی و میهنی سرود. ملک الشعرای بهار ورهی معیری نیز از تصنیف سازان معروف بودند.

نمونه ای از تصنیف بهار:



ز من نگارم/ خبر ندارد/به حال زارم/ نظر ندارد

خبر ندارم/من از دل خود/دل من از من/خبر ندارد

کجا رود دل که دلبرش نیست/کجا پردمرغ/ که پر ندارد

امان از این عشق /فغان از این عشق/که غیر خون/جگر ندارد

همه سیاهی/همه تباهی/مگرشب ما/سحر ندارد

بهار مضطر مثال دیگر/که آه وزاری /اثر ندارد







وجوه انقلاب ادبی نیما



تحول در فرم بیرونی شعر:

1-تحول درفرم بیرونی شعر2.تحول درفرم درونی و صورت ذهنی شعر3-تغییر شیوه ی معنا پردازی4-تحول در کیفیت ونظام ایماژی،ساختار زبانی،سیستم موسیقایی وعاطفه5-انقلاب در جهان بینی شاعرانه



اما در اینجا با توجه به اینکه شکل ظاهری شعر مورد نظر است فقط به فرم بیرونی شعر نیما می پردازیم علاقه مندان می توانند برای مطالعه ی بیشتر به کتاب «چشم انداز شعر معاصر ایران»از دکتر سید مهدی زرقانی مراجعه کنند.

تحول فرم بیرونی شعر:

تحول نیما به درستی دریافته بود که التزام به تساوی مصراع ها در موارد زیادی،هم معانی وهم عاطفه ی شعر راقربانی می کند وانگار شعر در اختیار قواعد قرار می گیرد نه قواعد در خدمت شعر.هم چنین قافیه اجباری را هم چون زنجیری می دید که دست وپای احساس ،عاطفه وحتی تخیل واندیشه یشاعر را می بندد. از طرفی این را هم می دانست که قافیه ،مقوم انسجام شعر وتولید کننده ی موسیقی کناری آن است وطبعا حذف کلی قافیه از شعر،کلی از امکانات زبانی را از شاعر می گیرد،لذا تساوی مصراع را غیر لازم وقافیه را اختیاری اعلام کرد که کاربرد ابزاری داشته باشد نه اینکه هدف شعر شود. این گونه بود که نظام تقسیم بندی شعر به انواع ادبی کلاسیک:قصیده ،مثنوی ،غزل،قطعه و...بر هم خورد و نظام جدید،دستگاه آزادتری را در اختیار شاعر قرار داد که بی توجه به قیدهای تحمیلی،شعر خود را بسراید و بگذارد شعر،خود،قالب وفرم بیرونی اش را تنظیم کند.
 

موضوعات مشابه

این وسایت توسط ایکس زد ان هاستینگ میزبانی و پشتیبانی میشود.جهت خرید هاست کلیک کنید .
بالا