چگونه نویسنده باشیم

Tear

عضو فعال
در نمایشنامۀ مرغ دریایی چخوف، تریگورینِ نویسنده رو به نینا می‌کند و از رنج نوشتن این‌گونه می‌گوید:

«وقتی یک نفر شب و روز به‌جز ماه به هیچ‌چیز دیگری فکر نکند، کم‌کم یک خیال ثابت، خیال ماه، تمام زندگی‌اش را دربرمی گیرد. من هم برای خودم یک ماه دارم، شب و روز گرفتار یک فکر ثابتم: این‌که باید بنویسم، باید…

هنوز یک داستان را تمام نکرده دومی را شروع می‌کنم، بعد سومی را، چهارمی را، بدون وقفه می‌نویسم. اینجا ابری می‌بینم که مانند یک پیانوی باز و بزرگ است. به خودم می‌گویم باید در داستانم از ابری که در آسمان شناور است و مانند یک پیانو باز و بزرگ است حرف بزنم.

بوی گل آفتابگردان می‌آید. به‌سرعت یادداشت برمی‌دارم. بوی تند و نفرت‌انگیز، رنگ یک بیوه‌زن. می‌بایستی این‌ها را برای توصیف غروب تابستان بیاورم.

به‌سرعت به تئاتر یا ماهیگیری می‌روم. تنها به این خاطر که استراحت کنم، خودم را فراموش کنم. ولی نه، یک موضوع جدید مثل گلولۀ آهنی به مغزم می‌خورد، دوباره به سمت میزتحریر می‌کشاندم باید باز با شتاب بنویسم، بنویسم و همیشه این‌طور است.»

نوشتن زیباست؛ اما به همان اندازه هم سخت است. فرقی نمی‌کند داستان کوتاه بنویسی یا رمان یا متن‌های غیرداستانی.

برای خوب نوشتن باید یک نویسندۀ تمام‌وقت باشی.

رمان‌نویس بیشتر از آدم‌های معمولی زندگی می‌کند چون نیاز به سوژه‌های دست‌اول و دقیق دارد. پس باید دقیق‌تر ببیند، هدفمندتر گوش کند و در کل، بیشتر زندگی کند.

کسی که هرروز مشقِ نوشتن نمی‌کند هم می‌تواند بنویسد اما سرنوشت چیزی که می‌نویسد مانند میلیون‌ها نوشتۀ دیگر، قرار گرفتن در زباله‌دان کتاب‌ها یا زباله‌دان فکر و اندیشۀ دیگران است.

در ضمن می‌شود بدون یادگیری اصول و قواعد نویسندگی هم به نوشتن رمان فکر کرد اما این کار مثل اختراع دوبارۀ چرخ است. زمان شروع رمان‌نویسی را می‌شود از سال ۱۶۵۰ و با انتشار دن کیشوت در نظر گرفت. وقتی بارها و بارها در طول چهارصدسال رمان‌نویس‌های مختلف این مسیر را طی کرده‌اند و قواعدش را دسته‌بندی‌شده در اختیار ما قرار داده‌اند، چه لزومی به آزمون‌وخطاهای بیهوده است؟

درست است که با مطالعه کردن دربارۀ قواعد و اصول نویسندگی کسی به یک نویسندۀ چیره‌دست تبدیل نمی‌شود اما نمی‌توان بدون گذار از این مرحله هم انتظار رشد واقعی در زمان مناسب را داشت.
 

Tear

عضو فعال
در اینجا شما با سه مرحلۀ کلی نوشتن رمان آشنا می‌شوید:

مرحلۀ اول: آمادگی برای نوشتن رمان

مرحلۀ دوم: نوشتن رمان

مرحلۀ سوم: بعد از نوشتن رمان

هرکدام از این مراحل سه‌گانه سرنوشت قسمتی از رمان را شکل می‌دهد و در کل مدل ذهنی رمان‌نویس را برای خلق یک اثر استاندارد و مردم‌پسند تعریف می‌کند.
 

Tear

عضو فعال
مرحلۀ اول: آمادگی برای نوشتن رمان



چرا نوشتن رمان؟

وقتی از شما بپرسند «برای چه می‌خواهی رمان بنویسی؟» اولین چیزهایی که به ذهنت می‌رسد چیست؟

اغلب کسانی که به نوشتن رمان روی می‌آورند در جواب خواهند گفت: «برای رسیدن به موقعیت بهتر، شهرت، پول».

متأسفانه باید گفت این طرز فکر می‌تواند به بزرگ‌ترین مانع نوشتن تبدیل شود. وقتی بنای نویسندگی بر رسیدن به شهرت و ثروت ساخته می‌شود نویسنده انتظارات غیرواقعی از خودش پیدا می‌کند، برای رسیدن به نتیجه عجله می‌کند، توانایی‌هایش را در نوشتن فدا می‌کند و آنچه را می‌نویسد که به نوشته‌های زرد نزدیک باشد تا شاید با اقبال بیشتری مواجه شود و او را سریع‌تر به هدفش برساند.

ممکن است محصول جانبی نوشتن، رسیدن به شهرت و موقعیت بهتر مالی و اجتماعی باشد اما نمی‌توان این موارد را هدف اصلی دانست.

انگیزۀ نوشتن رمان باید درونی باشد تا نویسنده را به جایگاه برتری برساند. مهم‌ترین انگیزۀ درونی، عشق به نوشتن و احساس نیاز به گفتن آن چیزی است که درون فکر نویسنده وجود دارد و هرلحظه منتظر است تا خلق شود.

از طرفی باید گفت که هنوز کتاب‌های داستانی در بازار نشر با استقبال نسبتاً خوبی مواجه می‌شوند. مشروط بر اینکه خواننده با چیزی متفاوت ازآنچه تاکنون بوده است مواجه شود.

پس شرط ابتدایی برای وارد شدن به چنین بازاری، متفاوت نوشتن است. آنچه این تفاوت را ایجاد می‌کند عشق به نوشتن و تلاش برای نوشتن از عمیق‌ترین دغدغه‌های درونی است.
 

موضوعات مشابه

بالا