انشا کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد

کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد​

آیا تا به حال ضرب المثل کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد را شنیده اید؟
در دامنه دو کوه بلند دو آبادي بود که یکی بالاکوه و دیگری پایین کوه نام داشت؛
چشمه اي پر از آب و خنک از دل کوه می جوشید و از آبادي بالاکوه می گذشت و به آبادي پایین کوه می رسید. این چشمه زمین هاي هر دو آبادي را سیراب می کرد. روزي ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمین هاي پایین کوه را صاحب شود.پس به اهالی بالاکوه رو کرد و گفت:
چشمه آب در آبادي ماست، چرا باید آب را مجانی به پایین کوه بدهیم؟
یکی دو روز گذشت و ارباب بالاکوه به همه گفت از امروز آب چشمه را بر ده پایین کوه می بندیم
مردم پایین کوه از فکر شوم ارباب مطلع شدند و همراه کدخدایشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برایشان باز کند. اما ارباب پیشنهاد کرد که یا رعیت او شوند یا تا ابد بی آب خواهند
ارباب به آن ها گفت بالاکوه مثل ارباب است و پایین کوه مثل رعیت این دو کوه هرگز به هم نمی رسند. من ارباب شما هستم و شما رعیت!
این پیشنهاد براي مردم پایین کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اینکه کدخداي پایین ده فکري به ذهنش رسید و به مردم گفت: بیل و کلنگ تان را بردارید تا چندین چاه حفر کنیم و قنات درست کنیم. بعد از چند مدت قنات ها آماده شد و مردم پایین کوه دوباره آب را به مزارع و کشتزارهایشان روانه ساختند. زدن قنات ها باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود 😆
این خبر به گوش ارباب بالاکوه رسید و ناراحت شد اما چاره اي جز تسلیم شدن نداشت؛ به همین خاطر به سوي پایین کوه رفت و با التماس به آنها گفت
شما با این کارتان چشمه ما را خشکاندید اگر ممکن است سر یکی از قنات ها را به طرف ده ما برگردانید کدخدا با لبخند گفت:
اولاً آب از پایین به بالا نمی رود، بعد هم یادت هست که گفتی: کوه به کوه نمی رسد. تو درست گفتی: کوه به کوه نمی رسد، اما آدم به آدم می رسد
پس ما انسان ها در زندگی طوري زندگی کنیم که مانند ضرب المثل رو به رو نشویم،وبه همه در همه حال جز نیکی نکینم.

 

موضوعات مشابه

این وسایت توسط ایکس زد ان هاستینگ میزبانی و پشتیبانی میشود.جهت خرید هاست کلیک کنید .
بالا