در کل، شاعر با این تکرارها دارد از مجلس عشق و مستی و سماع سخن میگوید.
بیت ۱
کِی باشد و کِی باشد و کِی باشد و کی؟
مِی باشد و مِی باشد و مِی باشد و مِی
معنی: «کی؟ کی؟ کی؟ کی؟ چه زمانی؟»
در پاسخ میگوید: «مِی است و مِی است و مِی است و مِی.»
یعنی بهجای پرسیدنِ «کی» (چه وقت)، با «می» (شراب) سروکار دار. شاعر پرسش از زمان را با شراب و مستی پاسخ میدهد.
بیت ۲
من باشم و من باشم و من باشم و من
وی باشد و وی باشد و وی باشد و وی
معنی: «من هستم و من هستم و من هستم و من،
او هست و او هست و او هست و او.»
یعنی حضور عاشق («من») و معشوق («وی») مطرح است.
بیت ۳
کِی باشد و کی باشد و کی باشد و کی
من باشم و مِی باشد و نی باشد و وی
معنی: «کی؟ کی؟ کی؟ کی؟
من هستم و شراب هست و نی هست و او هست.»
همهٔ عناصر مجلس عشق و سماع حاضرند: من، معشوق، شراب و نی.
بیت ۴
گه من لب وی بوسم و گه وی لب نی
من مست ز وی باشم و وی مست ز می
معنی: «گاهی من لب او را میبوسم و گاهی او لبِ نی را،
من از او مستم و او از شراب مست است.»
«لب نی» یعنی دهانه و لبۀ نی که هنگام نواختن بر لب میگذارند. این تصویر هم بوسیدن است و هم نواختن نی. عاشق از معشوق مست است و معشوق از می.
بیت ۵
من باشم و وِی باشد و مِی باشد و نِی
کِی باشد و کِی باشد و کِی باشد و کِی
معنی: «من هستم و او هست و شراب هست و نی هست،
کی؟ کی؟ کی؟ کی؟»
یعنی همهچیز حاضر است، اما پرسش «کی» همچنان تکرار میشود.
بیت ۶
من گَه لب وِی بوسم وِی گَه لب نی
من مست، زِ وِی باشم و وِی مست زِ مِی
معنی: «گاهی من لب او را میبوسم و گاهی او لب نی را،
من از او مستم و او از شراب مست است.»
همان مضمون بیت ۴ است؛ عاشق از معشوق مست است و معشوق از می.
بیت ۷
کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی
من باشم و وی باشد و می باشد و نی
معنی: «کی؟ کی؟ کی؟ کی؟
من هستم، او هست، شراب هست و نی هست.»
باز هم پرسش «کی» و پاسخ با حضور من، معشوق، می و نی.
بیت ۸
نی نالد و من خوانم و او ریزد می
من مست ز وی باشم و او مست ز می
معنی: «نی مینالد و من آواز میخوانم و او شراب میریزد،
من از او مستم و او از شراب مست است.»
تصویر پایانی یک مجلس سماع و مستی عرفانی است:
نی ناله میکند، عاشق میخواند، معشوق ساقی است و شراب میریزد. عاشق از معشوق سرمست است و معشوق از می.
معنای کلی شعر: شاعر مدام میپرسد «کی؟» یعنی این حال خوش و دیدار و مستی چه زمانی خواهد بود؟ اما پاسخ در خود شعر است: من، او، می و نی اکنون حاضرند. این شعر بیانگر حضور عاشق و معشوق و مستی عرفانی و سماع است، نه انتظار برای زمانی در آینده.